لطفا با لبخند وارد شوید!!

 

لیست آهنگهای او

1

2

3

4



Jubilate Deo

Piano Concerto No. 21 in C (Allegro)

Piano Sonata No. 10 in C

Serenade No. 13 in G for Strings - "Eine Kleine Nachtmusik"

Sonata in A (with Rondo alla Turca)

Symphony No. 40 in G-minor

Symphony No. 41 in C   - "Jupiter"

 

ولفگانگ آمادئوس موتزارت (۲۷ ژانویه ۱۷۵۶ (میلادی) - ۵ دسامبر ۱۷۹۱ (میلادی)) آهنگساز اتریشی، از نابغه‌های موسیقی و از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک بود. او در زندگی بسیار کوتاه خود ۶۲۶ شاهکار موسیقی در سبک اپرا، سمفونی، کنسرت، کلیسایی، سونات، دیورتیم، سرناد، و کارهای صدایی از خود باقی گزاشت. او از سن ۳ سالگی شروع به اهنگسازی کرد، در سن ۷ سالگی اولین سمفونی، و در سن ۱۲ سالگی اولین اپرای کامل خود را نوشت. او از سن ۵ سالگی مشهور به یک بچه نابغه (Wunderkind) شد و در تمام اروپا بسیار معروف بود

خانواده و اغاز زندگی

موتزارت در شهر سالزبورگ که یکی از مراکز هنری، فعال، و مهم موسیقی اروپا بود از لئوپلد و انا ماریا پرتلل موتزارت به دنیا امد. مدارک تولد او نام کاتولیک وی را ژوانز کریسُستُُموس ولفگانگوس تیٌفیلاس موتزارت (Joannes Chrysostomus Wolfgangus Theophilus Mozart) نشان میدهند. از این پنج اسم ۲ نام اول نامهای مذهبیِ کاتولیکی بودند و کاربرد روزمره نداشتند. قسمت چهارم نام او، تیٌفیلاس، به زبان المانی یعنی دوست داشتۀ خداوند، در زبان لاتین معنی آمادئوس میدهد، و به زبان فرانسه آمادی تلفظ میشود. خود موتزارت ترجیح میداد که به نام ولفگانگ امادی موتزارت شناخته شود و همیشه بالای هر صفحۀ کارش را با این اسم امضا میکرد. پدرش لئوپولد که در دربار اسقف خدمت میکرد، اهنگساز و ویلنیست بسیار مشهوری بود. از همان اوان کودکی ولفگانگ چنان نبوغی از خود نشان داد که پدرش همه کار خود را رها کرد و به طور جدی و مستمر به اموزش فرزندش پرداخت. موتزارت پیش از رسیدن به سن ۱۲ سالگی نوازنده ای چیره دست در پیانو، ویلن، و ارگ شد.

سالهای سفر

موتزارت از سنین بسیار جوانی شروع به سفر کرد. در سال ۱۷۶۳ کنسرتی در قصر شاه باواریا در مونیخ و امپراتور اتریش در وین اجراء کرد. پس از ان به اتفاق پدرش سفری به قصرهای مونیخ، مانهایم، پاریس، لندن، و هاگ رفت، و در پایان، در راه برگشت، پس از دیدار از زوریخ، دوناشینگ، و مونیخ به سالزبورگ بازگشت. مجموئه این سفر موتزارت ۳ سال بطول انجامید.

پس از یک سال اقامت در سالزبورگ، در سال ۱۷۶۸، موتزارت ۳ سفر به ایتالیا رفت. سفر اول از دسامبر ۱۷۶۹ تا مارس ۱۷۷۱، سفر دوم از اوت تا دسامبر ۱۷۷۱، و در پایان از اکتبر ۱۷۷۲ تا مارس ۱۷۷۳ بود. موتزارت در طول این سفرها با آندره لوچِسی (Andrea Luchesi) در ونیس و جییُوانی باتیستا مارتینی (Giovanni Batista Martini) در بولونا اشنا شد و علاوه بر ان به عضویت اکادمی فیلارمونیک (Accademia Filarmonica) ایتالیا برگزیده شد. یکی از اتفاقات بسیار جالب در این سفرها زمانی بود که موتزارت اهنگ ۱۲ دقیقهُ میزِره (Missere) ساختۀ گرگوریو آلِگری (Gregorio Allegri) که تحت پوشش و حفاضت [[واتیکانچچ بود را شنید. او پس از یک بار شنیدن این آهنگ، تمامی ان را از خاطره نوشت و پس از بازگشت به سالزبورگ اولین کپی غیر قانونی این اهنگ بسیار زیبا را چاپ کرد.

در تابستان سال ۱۷۷۳ موتزارت چندین بار به وین رفت تا شاید بتواند شغلی را در آنجا به دست آورد. در این زمان موتزارت اقدام به نوشتن یک رشته [[کوارتِتچچ و چند سمفونی مینماید. این سنفونیها شامل ۲ عدد سمفونی از معروفترین سمفونیهای او، سمفونی شماره ۲۵ در سُل مینور (ک ۱۷۳d/۱۸۳) و سمفونی شمارۀ ۲۹در لا (ک ۲۰۱)، و قسمتی از ابتدای اپرایش به نام La Finta Giardinera (ک ۱۹۶) بودند. موتزارت در دورۀ سالهای ۱۷۷۴ تا ۱۷۷۷ در سالزبورگ به عنوان رهبر ارکستر اسقف مشغول به کار بود. در این سالها کارهایش شامل تعداد زیادی سرناد، سونات برای کلیسا، تعداد گوناگونی مَس برای کلیسا از جمله مَس کُرُنِیشِن (Coronation Mass) و اولین کنسرت بزرگ پیانو او، کنسرت پیانوی شمارۀ ۹ (ک ۲۷۱) در سال ۱۷۷۷ بود.

در ۳ ژوئن سال ۱۷۷۸ موتزارت با همراهی مادرش سفری جدید به مونیخ، مانهایم، و پاریس کرد و در طول این مدت اهنگهای بسیار زیبایی برای فلوت و پیانو نوشت. او در همین موقع عاشق یک خوانندۀ اپرا با نام ‌‌آلویزا وِبِر (Aloysia Weber)، خواهر بزرک کُنستانز وِبِر (Constanze Weber) همسر اینده اش شد. مضافاً بر ان موتزارت در این سفرش با اهنگسازان بسیار پر نفوذ و مشهوری، از جمله یوهان کریستیَن باخ (۱۷۳۵-۱۷۸۲) (Johann Christian Bach) که یکی از بهترین دوستان وی شد آشنا گردید. کارهای باخ و ملاقات با او تاُثیر زیادی در موتزارت و کارهای آینده اش گذاشت. موتزارت در پایان این سفر، در پاریس، مادرش را از دست داد.

موتزارت در وین

در سال ۱۷۸۱ موتزارت به همراه کارفرمایش اسقف به وین رفت ولیکن به دلیل محدودیتهایی که اسقف در روش موسیقی موتزارت ایجاد میکرد از شغلش استعفا داد. پس از ان موتزارت به وین، شهر موسیقیدانان، رفت و در آنجا مشغول به کار آزاد شد. او امیدوار بود که در حین انجام کار ازاد موفق به پیدا کردن شغلی دائمی شود. متاسفانه او هیچ گاه نتوانست در طول عمرش به این آرزویش برسد. البته در بین سالهای ۱۷۸۲ تا ۱۷۸۷ او زندگی بسیار مجللی در وین داشت. در تاریخ ۴ اوت ۱۷۸۲، بر خلاف عقیده پدرش موتزارت با کنستانز وِبِر (۱۷۶۲-۱۸۴۲) (Constanze Weber) در کلیسای سَن اِشتِفان ‌(Saint Stephan) در وین ازدواج کرد. ولفگانگ و کنستانز در طول زندگی مشترکشان صاحب هفت فرزند شدند که از انها فقط کارل توماس (۱۷۸۴-۱۸۵۸) (Karl Thomas) و فرانز هاویِر ولفگانگ (۱۷۹۱-۱۸۴۴) (Franz Xaver Wolfgang) توانستند سنین طفولیت را پشت سر بگذارند. کارل توماس و فرانس زاویر ولفگانگ هرگز ازدواج نکردند و صاحب فرزندی نگردیدند.

سال ۱۷۸۲ سال بسیار خوبی از نظر شغلی برای موتزارت بود. او اُپِرای دزدی از حرم سرا (ک ۳۸۱) (Die Entführung aus dem Serail) در این سال نوشت و شهرت زیادی پیدا کرد. پس از ان موتزارت چندین کنسرت برای پیانو نوشت و تمامی آنها را خودش از حفظ اجرا‌ء کرد.

در طول سالهای ۱۷۸۲ و ۱۷۸۳ موتزارت با ژوهانز سباستین باخ (Johann Sebastian Bach) و جورج فِرِدریک هَندِل (George Frideric Handel) تحط نظر بارُن گاتفرید فُن سوایتِن (Baron Gottfried van Swieten) بسیار سمیمی شد. فُن سویتن دارای تعداد زیادی کار در سبک بارُک (Baroque) بود و هنرمندان جوان و موفق ان زمان را در منزل خود برای بحث و تبادل نظر در رابطه با موسیقی جمع اوری مینمود. سبک موسیقی بارک طوری در روح موتوارت اثر گذاشت که باعث تدوین دو اثر معروف خود: قسمتی از اپرای فلوت سحرامیز (ک ۶۲۰) و سمفونی شماره ۴۱ (ک ۵۵۱) شد.

در سال ۱۷۸۳ ولفگانگ و کنستانز یک سفر به سالزبورگ برای ملاقات لئوپولد که با ازدواج آنها مخالف بود رفتند و با برخورد سرد او مواجه شدند. این بی اعتنائی سبب تدوین یکی از شاهکارهای موسیقی جهان، مَس در سی مینور (ک a ۴۱۷) ‌(Mass in C Minor) شد، متاسفانه ولفگانگ این کار را تمام نکرد. این اثر برای اولین بار در سالزبورگ اجراء گردید و با مدیریت ولفگانگ، کنستانز تک خوان این اثر شد. موتزارت امیدوار بود که با شنیدن صدای کنستانز، در حین خواندن این اهنگ بسیار لطیف، روح پدرش را به عشق همسرش بکشاند.

در اوایل سالهای زندگیش در وین موتزارت با ژوزف هایدن (Joseph Haydn) اشنا و بعد دوست بسیار صمیمی شد. در زمانی که هایدن به وین میرفت، موتزارت و او با همدیگر در اجراء کوارتِت شرکت میکردند. موتزارت بعدها ۶ کوارتِت برای سازهای سیمی نوشت و همگی انها را به هایدن هدیه کرد. هایدن پس از شنیدن این کوارتِتهای بی نظیر به لئوپولد میگوید «خداوند شاهد است و به عنوان یک مرد صادق، به شما می گویم که پسر شما بزرگترین اهنگسازیست که من می شناسم، هم شخصاٌ هم با اسم. او دارای سلیقه است، و علاوه بر ان، فهم عمیقی در اهنگسازی دارد.»

در طول سالهای ۱۷۸۲ و ۱۷۸۵ موتزارت تعداد زیادی کنسرت اجراء کرد که خودش تک نواز انها در کنسرتهای پیانو بود، و این کارها تعدادی از بی نظیرترین و زیباترین کارهای وی محسوب میشوند. اجرای این کنسرتها مبالغ زیادی برای موتزارت به ارمغان اورد. پس از سال ۱۷۸۵ موتزارت تعداد کمتری کنسرت نوشت و اجراء کرد. گفته می شود که موتزارت در طول این دوران زندگیش به علت صدمه دیدن دستش نمیتوانست کنسرت اجراء کند.

از ۵۵ سمفونی ای که موتزارت نوشته است فقط ۴۱ سمفونی دارای امضای وی میباشند و تمامی انها از نظر هنر و تکنیک جزء شاهکارهای موسیقی جهان بشمار می آیند. از جمع ۲۷ کنسرت پیانوی موتزارت ۱۷ کنسرت او در وین نوشته شد و باقی انها را در طول سفرهای گوناگونش به امید به دست اوردن شغل مناسب نوشت. علاوه بر سمفونیها و کنسرتهای پیانو بسیار معروفش، موتزارت تعداد زیادی کنسرت برای کلارینت، اُبو، هُرن، فلوت، بَسِت هُرن، ویولا و ویلن نوشت. در آن زمان تعدادی ساز مانند پانتومیم، هارمانیکای شیشه ای، و نوعهای متعد سازهای بادی وجود داشت، و موتزارت برای خیلی از این سازها که به دلیل پیشرفت در دنیای موسیقی دیگر نواخته نمی شوند هم موزیک ساخت. او ۲۳ کوارتِت برای ویلن (String Quartet)، در حدود ۱۹ سونات برای پیانو، چندین فانتزی، اَندَنته، دیوِرتیم، کواینتِت و هِکسِت، تعداد متعدّی کار برای کلیسا، و چندین مَس نوشت. او علاقۀ زیادی به نوشتن اُپرا داشت و موزیک ۲۲ اُپرای بی نظیر را ساخت. امروز قطعات شیرین اپراهای او به نام اریا (Aria) به عنوان آهنگهای جداگانه خوانده میشوند.

موتزارت تحت تاُثیر عقائد روشنفکری (Enlightenment) اروپای ان زمان بود، و به این دلیل در سال ۱۷۸۴ عضو فراماسونها شد. او پدرش را همچنین به این سو کشاند و پیش از مرگ پدرش موفق شد که او را نیز به عضویت فراماسون در بیاورد. در اخرین اپرایش، فلوت سحرامیز‌ (Die Zauberflöte) (ک ۶۲۰)، بعضی از مراسم فراماسونری را گنجانید. موتزارت، هایدن، و امانوئِل شیکِنِیدِر (Emanuel Schikaneder) همگی عضو یک لژ فراماسنی بودند.

موتزارت در طول عمرش با مسائل مادی گوناگونی برخورد کرد، و حتی پس از مرگش از این ضعف مالی زندگی او بهره برداریهای نا مناسبی گردید. او از سال ۱۷۸۴ تا سال ۱۷۸۷ زندگی خیلی مرفهی داشت، و محل زندگی اش یک منزل هفت اتاق خوابهُ بزرگ بود که امروزه به عنوای موزه برای بازدید عموم در دُمگاسه ۵ (Domgasse 5) وین پشت کلیسای سَن اِستِفان (Saint Stephan) قرار دارد. موتزارت در این منزل اپرای عروسی فیگارو (ک ۴۹۲) (Le Nozze di Figaro) را نوشت.

موتزارت و پراگ

موتزارت رابطهُ نزدیکی با شهر پراگ و مردم آنجا داشت. مردم پِراگ فیگارو را بر خلاف مردم شهر خودش با استقبال فراوان پذیرفتند. او میگوید: «پِراگیهایِ من مرا درک میکنند» (”Meine Prager verstehen mich”)، و این حرف او در بین مردم بهیمیا خیلی معروف شد. اپرای دُن خوان (ک ۵۲۷) (Don Giovanni) در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۷۸۷ در تاُتر استات (Theatre of the Estates) برای اولین بار اجراء شد. در سالهای اینده پراگیها کمکهای متعددی به او کردند.

مریضی و مرگ

مرگ موتزارت سبب سوژۀ داستانها، فیلمها، و گقتگوهای فراوان است. موسیقی دانان و محققین اعتقادات مختلفی در رابطه با مرگ او دارند. دقیقاٌ مشخص نیست که موتزارت در چه زمانی به بیماری و مرگ تدریجی خود واقف شد و ایا این درک تهثیری در کارهای او داشت یا خیر مشخص نیست. افرادی که احساسی برخورد می کنند معتقدند که موتزارت به تدریج مریظ شد و طرز کار و سبک موزیکهای او تا حدی مرگ تدریجی او را ندبال می کند. بر خلاف این نظر، تعداد زیادی از محققین اعتقاد دارند که موتزارت بیماری ای نداشت و مریضی او به طور ناگهانی فرا رسید، و پس از ۲ هفته، جان وی را گرفت. این طرز فکر بیشتر بر اساس وضع روحی او در نامه ها و مکالمه های او با دوستان، برادران فراماسون، و همکارانش میباشد و مرگ او بیسار ناگهانی و غافلگیر کننده بود. دلیل واقعی مرگ او هم نکته ای بسیار نا مشخص است. مدارک مرگ او مرگش را از تب مالاریا شدید (severe miliary fever / hitziges frieselfieber) نشان میدهند. این توضیح خیلی دقیق شرح حال موتزارت را با دید پزشکی امروزی توضیح نمیدهد. تعداد زیادی از علاعم مرض او داشتن تریکُنُسِس، مسمومیت از جیوه، یا تب روماتیک را نشان میدهد. در تعدادی از انتشاراتی که امروز وجود دارند، نشان میدهند که پزشکان ان زمان سعی کردند که موتزارت را با هجامت درمان کنند.

موتزارت در حدود ساعت یک صبح ۵ دسامبر سال ۱۷۹۱ جان به جان افرین تسلیم کرد و به علت مریضی اش چندان سعی در اتمام اخرین کارش، رکوایم مَس در سی منینور (ک ۶۲۶) (Requiem Mass in C Minor)، نکرده بود. یک موزیسین جوان، از دانش آموزهای خود موتزارت، با نام فرانز خاویر ساسمایر (Franz Xaver Süssmayr)، با پافشاری و درخواست کنستانز باقی رکوئیم را تمام کرد. البته کنستانز از کسان دیگری هم مانند ژوزف اِیبلِر (Joseph Eybler) برای تکمیل رکوئم درخواست کرده بود.

موتزارت در یک گور برای مردم بی پول دفن شد، و به این دلیل خیلی از مردم فکر می کنند که او در زمان مرگش بی پول بود و کسی او را به خاطر نمی آورد. اما، بر خلاف این طرز فکر، با این که او شهرتی که یک موقعی در وین داشت را تا حدی از دست داده بود، با این حال کار و درامد نسبتاٌ کافی داشت و علاوه بر ان، مقدار زیادی کارهای گذشته اش در نقاط مختلف اروپا، خصوصاً پراگ، برایش منبع درامد بودند. زمان مرگش درامد سالانۀ او حدود ۱۰۰۰۰ فلورین، برابر با ۴۲۰۰۰ دلار امریکا (حدود سال ۲۰۰۶ میلادی)، بود و با این حساب جزو ۵% بالای مردم اروپای ان زمان زندگی میکرد. متاسفانه موتزارت به علت ولخرجی زیاد کلیۀ درامد خود را خرج میکرد و باعث درخواست کمک مالی از دیگران میشد. مادرش میگفت: "وقتی ولفگانگ با کسی اشنا میشود، همهٌ هستی اش را در اختیار او میگذارد". باید به توجح رسانده شود که به دلیل قوانین سال ۱۷۸۴ اتریش او هیچ گاه در گور شراکتی دفن نشد.

محل دقیق دفن او در قبرستان سَن مارکس (Saint Marx cemetery) پس از چند سال گم شد، اما در محلی که حدس زده میشود بدن او در شب ۵ دسامبر ۱۷۹۱ به خاک سپرده شد امروز یک سنگ قبر وجود دارد. علاوه بر ان، در زنترال فریدهُف (Zentralfriedhof) یک تابوت خالی برای احترام به او دفن شده است. در سال ۲۰۰۵ تحقیقات ژنتیکی که روی جمجمۀ ای که خیلی از مردم فکر می کردند تعلق به موتزارت داشت نتوانست صابت کند که ایا این جمجمه واقعن جمجمۀ این مرد بی نظیر هست یا نه.

در سال ۱۸۰۹ کنستانز با جورج نیکولاس وُن نیسِن (۱۷۶۱-۱۸۲۶) (Georg Nikolas von Nissen) ازدواج کرد. نیسِن که علاقۀ خاصی به موتزارت داشت، برای دلائلی که خیلی مشخص نیست، تعقیراتی در نامه های موتزارت میدهد و اولین زندگی نامۀ موتزارت را می نویسد.


کاتالگ کوچل ((Köchel))

چندین سال پس از مرگ موتزارت تعدادی سعی نا موفقیت امیز برای کاتالگ کدرن کارهای موتزارت انجام شد، و در پایان در سال ۱۸۶۲ دانشمند، موزیسن، و زیست شناسی به نام لودویگ فان کوچل (Ludwig von Köchel) موفق به تکمیل کردن این کار گردید. به عنوان مثال کنسرت پیانوی آ منور (کنسرت پیانوی شمارۀ ۲۳) او به حالت عادی به نام «ک ۴۸۸» شناخته میشود و در زبانهای لاتین (K. 488) نوشته میشود. این کاتالگ از ششمین چاپش میگزرد، و تمامی کارهای موتزارت را از ک ۱ تا ک ۶۲۶ تعریف میکند.

[ویرایش] داستانهای خیالی و مغایرتها

موتزارت به دلیل نا اشنائی ای که نویسندهای اولی او با زنرگی وی داشتند به تعدادی داستانهای خیالی ارتباط پیدا کرد. تعدادی از این داستانها مدت خیلی کوتاهی پس از مرگ او به وجود امدند، اما بیشتر انها هیچ کانه رشتۀ معطبری نداشتند. به عنوان مثال داستان زمانی که موتزارت مشقول نوشتن رکوئیم مَس (ک ۶۲۶) بود که گفته میشود که موتزارت اگاهانه این کار را برای خودش نوشته است. تعدار زیادی از این داستانها در اینده موضوع کتهبها، فیلمها، و تااترهای متعددی شدند.

یک مثال دیگر برای این داستانهای خیالی رابطۀ نا درست بین موتزارت و انتونیو سالیاری است. در تعدادی رداستان گفته میشود که موتزارت به دلیل خوردن زهر که انتونیو سالیاری به وی داده است جانش را از دست داده است. این داستان سوژۀ تاعاتر الکساندر پوشکین (Aleksandr Pushkin) به نام «موتزارت و سالیاری»، اپرای ریمسکی کرساکف (Rimsky-Korsakov) به نام «موتزارت و سالیاری» و تاعاتر «امادئوس» (Amadeus) اثر پیتر شیفر (Peter Shaffer) میشوند. اخرین داستان خیالی ای که در باره موتزات گفته میشود فیلم «امادئوس» می باشد که بسیار نزدیک به سزژۀ تاعاتر پیتر شیفر ساخته میشود. تاعاتر پیتر شیفر به دلیل جلوه دادن موتزارت به عنوان یک مرد بی عدب تعداد زیادی انتفاد گرفت. ان تصویری که از موتزارت جلوه گرفته است هیچ گانه ارتباطی به نامه ها، مکالمات، و کتابهایی که در رابطه به او نوشته شدند ندارد.


سمفونیها

سمفونی‌های زمان کودکی (از سال ۱۷۶۴ تا ۱۷۷۱)

سمفونی شماره ۱ ک ۱۶

سمفونی شماره ۲ ک ۱۷

سمفونی شماره ۳ ک ۱۸

سمفونی شماره ۴ ک ۱۹

سمفونی شماره ۵ ک ۲۲

سمفونی شماره ۶ ک ۴۳

سمفونی شماره ۷ ک ۴۵

سمفونی شماره ۸ ک ۴۸

سمفونی شماره ۹ ک ۷۳

سمفونی شماره ۱۰ ک ۷۴

سمفونی شماره ۱۱ ک ۹۵

سمفونی شماره ۱۲ ک ۱۱۰

سمفونی شماره ۱۳ ک ۱۱۲

سمفونی شماره ۱۴ ک ۱۱۴


سمفونی‌های زمان سالزبورگ (از سال ۱۷۷۲ تا ۱۸۸۱)

سمفونی شماره ۱۵ ک ۱۲۴

سمفونی شماره ۱۶ ک ۱۲۸

سمفونی شماره ۱۷ ک ۱۲۹

سمفونی شماره ۱۸ ک ۱۳۰

سمفونی شماره ۱۹ ک ۱۳۲

سمفونی شماره ۲۰ ک ۱۳۳

سمفونی شماره ۲۱ ک ۱۳۴

سمفونی شماره ۲۲ ک ۱۶۲

سمفونی شماره ۲۳ ک ۱۸۱

سمفونی شماره ۲۴ ک ۱۸۲

سمفونی شماره ۲۵ ک ۱۸۳/۱۸۳d

سمفونی شماره ۲۶ ک ۱۸۴

سمفونی شماره ۲۷ ک ۱۹۹

سمفونی شماره ۲۸ ک ۲۰۰

سمفونی شماره ۲۹ ک ۲۰۱

سمفونی شماره ۳۰ ک ۲۰۲


سمفونی‌های زمان وین (از سال ۱۷۸۱ تا ۱۷۹۱)

سمفونی شماره ۳۱ ک ۲۹۷ - زمانی که موتزارت به پاریس رسید این سمفونی را نوشت که به زاعقه پاریسیها بخورد بلکه یک شقل مناسبی پیدا کند. متاسفانه موتزارت نا موفق از پاریس به سالزبورگ بازگست، اما این سمفونی بسیار زیبا را برای دنیا کزاشت.

سمفونی شماره ۳۲ ک ۳۱۸ - اغاز یک اوِرتور (Overture) در سبک ایتالیایی (۱۷۷۹)

سمفونی شماره ۳۳ ک ۳۱۹

سمفونی شماره ۳۴ ک. ۳۳۸

سمفونی شماره ۳۵ ک ۳۸۵ "هافنر" - این سمفونی در سال ۱۸۸۲ در وین نوشته شد. موتزارت این سمفونی را در وجحهُ اول به عنوان یک سِرِناد برای خانوادهُ هافنر نوشت. بعدها پس از کمی تعقیرات او سرناد هافنر را تبدیل به این سمفونی کرد.

سمفونی شماره ۳۶ ک ۴۲۵ "لینتز" - زمانی که موتزارت به شهر لینتز رفت این سمفونی را نوشت.

سمفونی شماره ۳۷ ک ۴۴۴ - این سمفونی با این که معروف به یک کار موتزارت است، سالها پس از مرگ موتزارت معلوم شد که این سمفونی در واقع کار مایکل هایدن بوده است و موتزارت فقط قسمت اول ان را برای هایدن نوشته بود. این کار تحط کارهای هایدن به عنوان سمفونی شماره ۲۶ او سبت شده است.

سمفونی شماره ۳۸ ک ۵۰۴ "پراگ" - این سمفونی پس از یک زمان بسیار خوشی برای موتزارت در پراگ نوشته شده است. این سمفونی یکی از سخت ترین کارهای او حساب می شود.

سمفونی شماره ۳۹ K. ۵۴۳ - این یکی از سمفونیهای بسیار زیبای موتزارت و اخرین کارهای وی میباشد. به دلیل سخت بودن و نهوهُ استفاده از سازهایی که برای این سمفونی نیاز است نصبتاً کار معروفی نیست. ۳ سمفونی اخر موتزارت هیچ موقع در زمانی که او زنده بود چاپ نشدند. اما چندین اجرا‌ء انها در زمان زندگی موتزارت در لِی پزیگ انجام شدند.

سمفونی شماره ۴۰ ک ۵۵۰ - این یکی از سمفونیهای بسیار معروف موتزارت است به خاطر یک قسمت بسیار لطیف که موتزارت برای سازهای بادی این سمفونی نوشته است. این سمفونی، شمارهُ K. ۱۶a زمانی که او فقط ۱۰ ساله بود، و سمفونی شمارهُ ۲۵ ک ۱۸۳ تنها سمفونیهایی هستند که موتزارت در گام مینور نوشته است.

سمفونی شماره ۴۱ ک ۵۵۱ "ژوپیتر" - این اخرین سمف

سمفونیها

سمفونی‌های زمان کودکی (از سال ۱۷۶۴ تا ۱۷۷۱)

سمفونی شماره ۱ ک ۱۶

سمفونی شماره ۲ ک ۱۷

سمفونی شماره ۳ ک ۱۸

سمفونی شماره ۴ ک ۱۹

سمفونی شماره ۵ ک ۲۲

سمفونی شماره ۶ ک ۴۳

سمفونی شماره ۷ ک ۴۵

سمفونی شماره ۸ ک ۴۸

سمفونی شماره ۹ ک ۷۳

سمفونی شماره ۱۰ ک ۷۴

سمفونی شماره ۱۱ ک ۹۵

سمفونی شماره ۱۲ ک ۱۱۰

سمفونی شماره ۱۳ ک ۱۱۲

سمفونی شماره ۱۴ ک ۱۱۴


سمفونی‌های زمان سالزبورگ (از سال ۱۷۷۲ تا ۱۸۸۱)

سمفونی شماره ۱۵ ک ۱۲۴

سمفونی شماره ۱۶ ک ۱۲۸

سمفونی شماره ۱۷ ک ۱۲۹

سمفونی شماره ۱۸ ک ۱۳۰

سمفونی شماره ۱۹ ک ۱۳۲

سمفونی شماره ۲۰ ک ۱۳۳

سمفونی شماره ۲۱ ک ۱۳۴

سمفونی شماره ۲۲ ک ۱۶۲

سمفونی شماره ۲۳ ک ۱۸۱

سمفونی شماره ۲۴ ک ۱۸۲

سمفونی شماره ۲۵ ک ۱۸۳/۱۸۳d

سمفونی شماره ۲۶ ک ۱۸۴

سمفونی شماره ۲۷ ک ۱۹۹

سمفونی شماره ۲۸ ک ۲۰۰

سمفونی شماره ۲۹ ک ۲۰۱

سمفونی شماره ۳۰ ک ۲۰۲


سمفونی‌های زمان وین (از سال ۱۷۸۱ تا ۱۷۹۱)

سمفونی شماره ۳۱ ک ۲۹۷ - زمانی که موتزارت به پاریس رسید این سمفونی را نوشت که به زاعقه پاریسیها بخورد بلکه یک شقل مناسبی پیدا کند. متاسفانه موتزارت نا موفق از پاریس به سالزبورگ بازگست، اما این سمفونی بسیار زیبا را برای دنیا کزاشت.

سمفونی شماره ۳۲ ک ۳۱۸ - اغاز یک اوِرتور (Overture) در سبک ایتالیایی (۱۷۷۹)

سمفونی شماره ۳۳ ک ۳۱۹

سمفونی شماره ۳۴ ک. ۳۳۸

سمفونی شماره ۳۵ ک ۳۸۵ "هافنر" - این سمفونی در سال ۱۸۸۲ در وین نوشته شد. موتزارت این سمفونی را در وجحهُ اول به عنوان یک سِرِناد برای خانوادهُ هافنر نوشت. بعدها پس از کمی تعقیرات او سرناد هافنر را تبدیل به این سمفونی کرد.

سمفونی شماره ۳۶ ک ۴۲۵ "لینتز" - زمانی که موتزارت به شهر لینتز رفت این سمفونی را نوشت.

سمفونی شماره ۳۷ ک ۴۴۴ - این سمفونی با این که معروف به یک کار موتزارت است، سالها پس از مرگ موتزارت معلوم شد که این سمفونی در واقع کار مایکل هایدن بوده است و موتزارت فقط قسمت اول ان را برای هایدن نوشته بود. این کار تحط کارهای هایدن به عنوان سمفونی شماره ۲۶ او سبت شده است.

سمفونی شماره ۳۸ ک ۵۰۴ "پراگ" - این سمفونی پس از یک زمان بسیار خوشی برای موتزارت در پراگ نوشته شده است. این سمفونی یکی از سخت ترین کارهای او حساب می شود.

سمفونی شماره ۳۹ K. ۵۴۳ - این یکی از سمفونیهای بسیار زیبای موتزارت و اخرین کارهای وی میباشد. به دلیل سخت بودن و نهوهُ استفاده از سازهایی که برای این سمفونی نیاز است نصبتاً کار معروفی نیست. ۳ سمفونی اخر موتزارت هیچ موقع در زمانی که او زنده بود چاپ نشدند. اما چندین اجرا‌ء انها در زمان زندگی موتزارت در لِی پزیگ انجام شدند.

سمفونی شماره ۴۰ ک ۵۵۰ - این یکی از سمفونیهای بسیار معروف موتزارت است به خاطر یک قسمت بسیار لطیف که موتزارت برای سازهای بادی این سمفونی نوشته است. این سمفونی، شمارهُ K. ۱۶a زمانی که او فقط ۱۰ ساله بود، و سمفونی شمارهُ ۲۵ ک ۱۸۳ تنها سمفونیهایی هستند که موتزارت در گام مینور نوشته است.

سمفونی شماره ۴۱ ک ۵۵۱ "ژوپیتر" - این اخرین سمف

کنسرتها

کنسرتهای پیانو کنسرت پیانو شماره ۱ ک ۳۷ سال ۱۷۶۸

کنسرت پیانو شماره ۲ ک ۳۹ ک سال ۱۷۶۸

کنسرت پیانو شماره ۳ ک ۴۰ سال ۱۷۶۸

کنسرت پیانو شماره ۴ ک ۴۱ سال ۱۷۶۸

کنسرت پیانو شماره ۵ ک ۱۷۵ سال ۱۷۷۳

کنسرت پیانو شماره ۶ ک ۲۳۸ سال ۱۷۷۶

کنسرت پیانو شماره ۷ ک ۲۴۲ سال ۱۷۷۶

کنسرت پیانو شماره ۸ ک ۲۴۶ سال ۱۷۷۶

کنسرت پیانو شماره ۹ ک ۲۷۱ سال ۱۷۷۷

کنسرت پیانو شماره ۱۰ ک ۳۱۶a سال ۱۷۷۹

کنسرت پیانو شماره ۱۱ ک ۳۸۷a سال ۱۷۸۳

کنسرت پیانو شماره ۱۲ ک ۳۸۵a سال ۱۷۸۲

کنسرت پیانو شماره ۱۳ ک ۳۸۷a سال ۱۷۸۳

کنسرت پیانو شماره ۱۴ ک ۴۴۹ سال ۱۷۸۴

کنسرت پیانو شماره ۱۵ ک ۴۵۰ سال ۱۷۸۴

کنسرت پیانو شماره ۱۶ ک ۴۵۱ سال ۱۷۸۴

کنسرت پیانو شماره ۱۷ ک ۴۵۳ سال ۱۷۸۵

کنسرت پیانو شماره ۱۸ ک ۴۵۶ سال ۱۷۸۴

کنسرت پیانو شماره ۱۹ ک ۴۵۹ سال ۱۷۸۴

کنسرت پیانو شماره ۲۰ ک ۴۶۶ سال ۱۷۸۵

کنسرت پیانو شماره ۲۱ ک ۴۶۷ سال ۱۷۸۵

کنسرت پیانو شماره ۲۲ ک ۴۸۲ سال ۱۷۸۵

کنسرت پیانو شماره ۲۳ ک ۴۸۸ سال ۱۷۸۶

کنسرت پیانو شماره ۲۴ ک ۴۹۱ سال ۱۷۸۶

کنسرت پیانو شماره ۲۵ ک ۵۰۳ سال ۱۷۸۶

کنسرت پیانو شماره ۲۶ ک ۵۳۷ سال ۱۷۸۸

کنسرت پیانو شماره ۲۷ ک ۵۹۵ سال ۱۷۹۱


کنسرتهای ویلن

کنسرت ویلن شماره ۱ ک ۲۰۷ سال ۱۷۷۵

کنسرت ویلن شماره ۲ ک ۲۱۱ سال ۱۷۷۵

کنسرت ویلن شماره ۳ ک ۲۱۶ سال ۱۷۷۵

کنسرت ویلن شماره ۴ ک ۲۱۸ سال ۱۷۷۵

کنسرت ویلن شماره ۵ ک ۲۱۹ سال ۱۷۷۵


کنسرتهای هرن

کنسرت هُرن شماره ۱، ۴۱۲ سال ۱۷۹۱ - این کار پس از مرگ موتزارت به وسیلهُ دانش اموز موتزارت فرانز زاویِر ساسمیر (Franz Xaver Süssmayr) تمام می شود.

کنسرت هُرن شماره ۲ ک ۴۱۷ سال ۱۷۸۳ - دارای یک قسمت الِگرو، یگ رومانس، و یک قسمت راندو میباشد.

کنسرت هُرن شماره ۳ ک ۴۴۷ سال ۱۷۸۴ - قسمت راندوی این کنسرت معروفترین تمام کنسرتهای هُرن دیگر موتزارت می باشد.

کنسرت هُرن شماره ۴ ک ۴۹۵ سال ۱۷۸۶ - این کار با جوهرهای رنگ و وارنگ نوشته شده است به دلیل ان که موتزارت در نظر داشته بود که موزیسین را تکان دهد.

کنسرتهای دیگر

کنسرت باسون ک ۱۹۱ در سال ۱۷۷۴

کنسرت برای هارپ و فلوت ک ۲۹۹ در سال ۱۷۸۸

کنسرت اُبو ۳۱۴ - امروز با بلوت نواخته می شود، اما موتزارت ان را ۱۰۰٪ برای اُبو نوشته است.

کنسرت سمفونی برا اُبو، کلارینت، هُرن، باسوی، و ارکستر، ک ۲۹۷ bدر سال ۱۷۹۱ - یکی از زیباترین کنسرتهایی است که در تمامی دنیای موسیقی کلاسیک نوشته شده است. البته این کار در دست خط موتزارت وجود ندارد و به این دلیل ممکن است که کار موتزارت نباشد.

کنسرت فولوت شامره ۱ ک ۳۱۳ در سال ۱۷۷۸

کنسرت فولوت شامره ۲ ک ۳۱۴ در سال ۱۷۷۸

کنسرت سمفونی ها

سمفونی کنسرت برای ویلن، وییولا، و ارکستر، ک ۳۶۴

سمفونی کنسرت برای اُبو، کلارینِت، و باسون، ک ۲۹۷b

کارهای تک سازی

سونات پیانو شماره ۱ ک ۲۷۹

سونات پیانو شماره ۲ ک ۲۸۰

سونات پیانو شماره ۳ ک ۲۸۱

سونات پیانو شماره ۴ ک ۲۸۲

سونات پیانو شماره ۵ ک ۲۸۳

سونات پیانو شماره ۶ ک ۲۸۴

سونات پیانو شماره ۷ ک ۳۰۷

سونات پیانو شماره ۸ ک ۳۰۸

سونات پیانو شماره ۹ ک ۳۱۱

سونات پیانو شماره ۱۰ ک ۳۳۰

سونات پیانو شماره ۱۱ ک ۳۳۱

سونات پیانو شماره ۱۲ ک ۳۳۲

سونات پیانو شماره ۱۳ ک ۳۳۳

سونات پیانو شماره ۱۴ ک ۴۵۷

سونات پیانو شماره ۱۵ ک ۵۳۳

سونات پیانو شماره ۱۶ ک ۵۴۵

سونات پیانو شماره ۱۷ ک ۵۴۷a

سونات پیانو شماره ۱۸ ک ۵۷۰

سونات پیانو شماره ۱۹ ک ۵۷۶

فانتزی شماره ۱ ک ۳۹۴

فانتزی شماره ۲ ک ۳۹۶

فانتزی شماره ۳ ک ۳۹۷

فانتزی شماره ۴ ک ۴۷۵

سرنادها، دیوِرتیمها، و کارهای سازیِ دیگر

اینه کلاینِ ناختمونیک (ک Eine kleine Nachtmusik) (۵۲۵) سرناد برای سازهای سیمی

سرناد برای ۱۳ دستگاه بادی (ک ۳۶۱)

دیوِرتیمِنتی (ک ۱۳۶) تا (ک ۱۳۸) - سبک اوِرتور (Overture) ایتالیایی داردند

دیوِرتیمِنتی برای ۲ ساز بادی و یک ساز سیمی - یک موزیک خنده دار (Ein Musikalischer Spaß) یک کاری بود که موتزارت می خواست به سبگ موزیسینهای عادی انجامش دهد (۵۲۲)

 

مس کرنِیشن، (Coronation Mass) (ک ۳۱۷) برا تاج گزاری

مَس عالی (Great Mass) (ک ۴۲۷)

رکوئیم مَس (Requiem Mass) (ک ۶۲۶) اخرین کار موتزارت که او در اخرین شب زندگیش برای تکمیل کردن این اهنگ کار کرد.

اِگسولتاته یوبیلانته (Exdultatet, jubilate)( ک ۱۶۵)

اَوه وِروم کًرپوس (Ave verum corpus) (ک ۶۱۸)

 

Die Schuldigkeit des ersten Gebot

Apollo und Hyacinth

Bastien und Bastienne

La finta semplice

Mitridate, Re di Ponto

Ascanio in Alba

Betulia liberata

Il sogno di Scipione

Lucio Silla

La finta giardiniera / Die verstellte Gärtnerin

شاه شبان Il re pastore

Zaide

Idomeneo

دزدی از حرمسراDie Entführung aus dem Serail

L'oca del Cairo

Lo sposo deluso ossia La rivalità di tre donne per un solo amante

اجرا گرDer Schauspieldirektor

عروسی فیگاروLe nozze di Figaro

دُن خوان Don Giovanni

زنها همگی همان جورندCosì fan tutte

ترحم تیتو (La clemenza di Tito) (ک ۶۲۱)

فلوت سحر امیز (Die Zauberflöte) (ک ۶۲۰)

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به شما دوستان عزيز
اميدوارم حالتون خوب باشه و در تمام مراحل زندگيتون خوشحال و سرافراز باشيد...من محمد هستم 21ساله از تهران....اميدوارم از مطالبي كه تو وبلاگم گذاشتم خوشتون بياد و با نظراتتون به بهتر شدنش كمك كنين..قربوندون ا اگه با دیدن این وبلاگ یه لبخند کوچولو گوشه ی لبتون نشست و برای یه لحظه ی کوتاه چشماتون یه ریزه برق زد،تمام آرزوی من از ساختن و پرداختن وبلاگم برآورده شده.پس لطفا لبخند بزنید.(فقط نظر یادتون نره)

دوستای خوبم میتونین تو خبرنامه زیر هم عضو بشین تا هم من شما دوستای گلمو بشناسم هم گاه گداری یه ایمیلکی براتون بزنم بگم کی آپ کردم ;)

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar